احمد على سپهر ( مورخ الدوله )

423

ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )

از اجراى نقشه‌هاى خود دست بكشيم و در درجهء اول نسبت به خود اين عنصر نفع‌طلب اتخاذ تصميم كنيم . در اين ميان بهادر السلطنه چندين بار مشكوة را ملاقات كرد و به او اطلاع داد كه كريم به او مراجعه كرده و از طرز رفتار اعضاء كميته شكايت كرده است . مشكوة در وهلهء اول سعى داشت قضايا را از بهادر السلطنه مكتوم بدارد ولى چون اين شخص از جزئيات امر اطلاع داشت مخفى داشتن آن عملى نبود . بهادر السلطنه پس از اطلاع از جزئيات امور كميته در چند جلسهء ما شركت جست و دربارهء موضوع كريم مذاكراتى روى داد و اين شخص به اطلاع كميته رسانيد كه رشيد السلطان شخصى كه ما نام او را از كريم شنيده ولى خودش را نديده بوديم با كريم مخالفتى دارد و حاضر است بر عليه او وارد كار شود . از آنجا كه رويهء خشونت‌آميز و آشتىناپذير كريم ما را سخت ناراحت و خسته كرده بود در جلسهء كه در حضور ابو الفتح‌زاده ، مشكوة ، عماد ، ميرزا على اكبر خان ، بهادر السلطنه و من تشكيل يافته بود دربارهء تهديداتى كه كريم ميكرد مذاكراتى روى داد . توضيح اينكه كريم دواتگر نه تنها موضوع مسافرت خود بخارج تهران بلكه اسرار كميته را نزد ميرزا على اكبر ساعتساز و عبد الملك فاش ساخته بود و ما ميترسيديم كه اين رويه از طرف او انقدر ادامه يابد تا تمام نقشه‌هاى ما فاش شود . بالاخره ابو الفتح‌زاده با اطمينانى كه به رشيد السلطان داشت پيشنهاد كرد كه اين شخص فورا با كريم ملاقات كرده و اين قضيه را تمام كند . چند روز بعد ابو الفتح‌زاده بما اطلاع داد كه رشيد السلطان را ملاقات نموده و او را متعهد ساخته كريم را ملاقات كند و اگر نتوانست او را از طريقى كه پيش گرفته منحرف سازد به ترور او اقدام نمايد . رشيد السلطان براى اينكه مطلب بر او كاملا روشن شود شخصا به كميته مراجعه كرد و ما به او مأموريت داديم كه كريم را در صورت مقاومت و ابراز مخالفت با نقشه‌هاى كميته ترور نمايد . روز 3 آوريل 1917 مطابق 13 ثور 1335 رشيد السلطان پس از نوشيدن مشروب با كريم او را در مجاورت كليساى ارامنه ساعت 30 / 9 شب از پشت سر ترور كرد به اين ترتيب بماجراى كريم به صورت تأثرانگيزى پايان داده شد ولى فرداى آن روز پليس بدستگيرى رشيد السلطان ، سيد مرتضى و ميرزا عبد الحسين ساعتساز موفق شد معذلك كميته با كشته شدن كريم براى تعقيب نقشه‌هاى خود بيشتر تشجيع شد . پس از ترور كريم دواتگر به اين فكر افتاديم كه پس از هر عمل اعلاميه صادر كرده نظريات خود را ضمن آن به اطلاع عموم برسانيم و به نقشه‌هاى خود جنبهء جدىترى بدهيم . باينجهت چند روز پس از كشته شدن كريم جلسهء ما تشكيل يافت و تصميم گرفتيم كه يك مهر لاستيكى براى كميته مجازات تهيه نمائيم . ولى براى اينكه اسرار كميته فاش نشود قرار شد اين مهر به دو قسمت جداگانه « كميته » و « مخابرات » ساخته شود و نام « مخابرات » از اين لحاظ در نظر گرفته شد كه با « مجازات » فرق فاحشى نداشت مگر چند نقطه . اين امر بسرعت انجام شد و ما چند روز پس از قتل كريم مهر كميته را كه از دو قسمت مجزا روى لاستيك حك شده بود در اختيار داشتيم كه قسمت « مجازات » آن پيش من و كميته‌اش پيش ابو الفتح‌زاده بود . پس از كشته شدن متين السلطنه بجرم همكارى با اجانب ميرزا على اكبر خان كه مرد نويسنده و اديبى بود اولين بيانيهء كميتهء مجازات را برشتهء تحرير درآورد و من اين بيانيه را بوسيلهء ژلاتين در 50 نسخه چاپ كردم و در شهر منتشر نموديم . در ضمن بايد خاطرنشان سازم كه براى امضاء بيانيه ما يك جلسه در منزل مشكوة الممالك تشكيل داديم و هركدام از ما چند امضاء تمرين كرديم تا از بين آنها يكى انتخاب شود . بالاخره باتفاق آراء امضاء عوضى من مورد قبول واقع شد و مقرر گرديد از اين ببعد بيانيه‌ها به امضاء من منتشر شود . در همان جلسه نخستين بيانيه با آن ترتيب امضاء شد و هريك از حضار چند نسخه از آن را گرفتند تا در مراكز معين شهر و نزد افراد مشخص انتشار دهند . عماد الكتاب پيشنهاد كرد چند نسخه از بيانيه‌ها بوسيلهء پست بوزارتخانه‌هاى مختلف و براى بعضى اشخاص مهم و بانفوذ شهر فرستاده شود . اينك متن نخستين مانيفست كميتهء مجازات : هموطنان ! متين السلطنه كشته شد در حالى كه با خود بار سنگينى از خيانت و بىشرافتى را همراه برد . ما جامعه را از وجود اين عنصر بىحيثيت پاك كرديم تا سرمشق براى ساير اشخاص خيانت‌پيشه باشد كه شايد رويه خود را عوض نمايند . حقيقة كمال سرافكندگى و شرمسارى براى ملتى است كه ديده شود پايه مملكت‌فروشى و جاسوسى و خدمت باجانب در آن به جائى رسيده است كه خود آن عوامل ناپاك هم خوب و بد خدمات ايران بر باده خود را انتقاد ميكنند و از همه بدتر اين قبيل افراد با افكار شيطانى و پليد خود تمام دستجات و عناصر ميهن‌پرست را تخطئه مينمايند . در يك اوضاع و احوال اجتماعى و سياسى بس حساس ( مثل امروز ) كه ملل دنيا با مليونها مرد و زن از هستى و استقلال وطن عزيز خود دفاع ميكنند بدبختانه در ايران سرشكسته و آشفته افراد و اشخاص فقط از طريق جاسوسى ، مملكت‌فروشى و خيانت و جنايت پيش ميروند و ترقى ميكنند و كسانى كه جاه‌طلبى و مقام‌دوستى چشمانشان را كور كرده است تا مىتوانند بيشتر ايران را در قيد اسارت و مذلت و بردگى اجانب محصور و مقيد ميسازند . متأسفانه اين اوصاف رذيله كه در پيشگاه ملل بزرگ و اجتماعات مترقى علامت كمال پستى و دنائت افراد است در مملكت ما يكى از بزرگترين موجبات ترقى و افتخار بشمار ميرود . هموطنان ! عشق به وطن يك موهبت طبيعى و خدادادى است و حتى ديده شده است كه حيوانات و چهارپايان